کورد پاتوق دی چت چت روم چت روم کورد پاتوق کورد پاتوق مردمان کورد (کورد پاتوق) - کورد پاتوق

Home » چت کورد پاتوق » مردمان کورد (کورد پاتوق)

مردمان کورد (کورد پاتوق)

«کرد» و «اکراد» به اینجا تغییر مسیر دارند. برای دیگر کاربردهای کرد، کرد (ابهام‌زدایی) را ببینید. برای روستایی با نام اکراد، اکراد (شیراز) را ببینید.
کرد
شرف‌خان بدلیسی
صلاح‌الدین ایوبی
نالی
شوان پرور
احمد خانی
مستوره اردلان
مسعوت اوزیل
فلکناس اوجا
قاضی محمد
علی‌اشرف درویشیان
مصطفی بارزانی
ابراهیم تاتلیسس
کیهان کلهر
جلال طالبانی
ایرج گنج‌بخش
عبدالله اوجالان
شهرام ناظری
حسن زیرک
عزیزخان مکری
لیلا زانا
ملا عبدالکریم مدرس
شیرکو بیکس
بهمن قبادی
امیرنظام گروسی

ابراهیم یونسی
ابراهیم یونسی
کل جمعیت
۶۰[۱] تا ۳۲میلیون[۲][۳]
مناطق با جمعیت قابل توجه
ترکیه     ۱۲–۱۶ میلیون
۱۵٫۷–۲۵٪[۱][۲][۳][۴]
ایران     ۳٫۵–۷٫۹ میلیون
۷–۱۰٪[۱][۲]
عراق     ۴–۶٫۵ میلیون
۲۳٪[۱][۲]
سوریه     ۱٫۳–۲٫۵ میلیون
۹–۱۵٪[۲][۵][۶][۷]
جمهوری آذربایجان     ۱۵۰٬۰۰۰–۱۸۰٬۰۰۰[۸][۹]
روسیه     ۶۳٬۸۱۸[۱۰]
ارمنستان     ۳۷٬۴۰۳[۱۱]
گرجستان

۲۰٬۸۴۳[۱۲]
اروپا
آلمان     ۷۵۰٬۰۰۰[۸]
اسرائیل     ۱۵۰٬۰۰۰[۱۳]
فرانسه     ۱۳۵٬۰۰۰[۸]
سوئد     ۹۰٬۰۰۰[۸]
هلند     ۷۵٬۰۰۰[۸]
سوئیس     ۶۵٬۰۰۰[۸]
بلژیک     ۶۰٬۰۰۰[۸]
اتریش     ۵۵٬۰۰۰[۸]
ترکمنستان     ۵۰٬۰۰۰[۹]
بریتانیا     ۴۹٬۹۲۱[۱۴][۱۵][۱۶]
قزاقستان     ۳۸٬۳۲۵[۱۷]
اردن     ۳۰٬۰۰۰[۱۸]
یونان     ۲۶٬۰۰۰[۱۹]
دانمارک     ۲۵٬۰۰۰[۲۰]
ایالات متحده آمریکا     ۱۵٬۳۶۱[۲۱]
قرقیزستان     ۱۳٬۱۷۱[۲۲][۲۳]
کانادا     ۱۱٬۶۸۵[۲۴]
فنلاند     ۹٬۲۸۰[۲۵]
زبان‌ها
کردی
دین
سنی، و نیز شیعه و تصوف با اقلیت‌هایی از یارسان، دادارباوری، ندانم‌گرایی، ایزدی، مزدیسنا، مسیحیت و یهودیت
گروه‌های قومی مرتبط
دیگر اقوام ایرانی تبار
(تالش • لر • فارس • بلوچ • تات • گیلک • مازندرانی)
All population numbers are estimates by 3rd parties. Turkey, Iran and Syria do not track or provide population statistics.

مردمان کُرد، قوم ایرانی[۲۶][۲۷][۲۸][۲۹][۳۰][۳۱][۳۲] هستند که در بخش‌هایی از خاورمیانه و آسیای مرکزی و در ایران به ویژه در شمال‌شرق و غرب ایران زندگی می‌کنند.[۳۳]

کردها در سراسر ایران[۳۴] در استان‌های استان آذربایجان غربی، استان آذربایجان شرقی، استان کردستان، استان ایلام ، استان همدان، استان لرستان، استان خوزستان، استان گیلان، استان مازندران، استان قزوین، استان تهران، استان اصفهان، استان فارس، استان خراسان شمالی، استان خراسان رضوی، استان کرمان، استان کرمانشاه، استان سیستان و بلوچستان زندگی می‌کنند.[۳۵] بخش کردنشین جداشده از ایران (در جنگ چالدران)، کردستان ترکیه، کردستان عراق و کردستان سوریه هم اکنون جزئی از خاک سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه می‌باشند، این سه کشور پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی عثمانی با توافق انگلستان، درسال ۱۹۲۳ تأسیس شدند. در جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان، جمهوری ازبکستان و جمهوری تاجیکستان، نیز کردها زندگی می‌کنند.[۳۶][۳۷][۳۸]

جمعیت کردها در سال ۲۰۰۹، ۴۶٫۵[۳۹] تا ۴۷٬۸۶۳٬۰۰۰ میلیون[۴۰] تن برآورد شده‌است که ۶٫۵ تا ۷ میلیون تن از آن‌ها در ایران زندگی می‌کنند.[۴۱][۴۲]

زبان کردی اخص[نیازمند منبع]بسیار متنوع شامل گویش‌های: بادینی، کُرمانجی، سورانی (شامل اردلانی، مُکریانی، جافی، سلیمانیه‌ای و…)، زازا، کلهری، چهاردولی، هرکی، دری (با فارسی دری اشتباه گرفته نشود) کردی کرمانشاهی، کردی ایلامی ، بایزیدی، عبدویی، زندی (لکی) است.[نیازمند منبع][۴۳][۴۴] زبان کردی با دسته شمالی لهجه‌های ایرانی غربی بعض مشابهات دارد، و از زبان‌های مهم دسته غربی به شمار می‌رود وصاحب شعرها و تصنیف‌ها، قصه‌ها و سنت‌های ادبی است.[۴۵][۴۶]

بیشتر کردها مسلمان هستند و سایر آنان نیز ایزدی، یارسان (اهل حق)، مسیحی و یهودی هستند. کردها جشن نوروز و جشن‌های مولودی را گرامی می‌دارند. درودگری، قالی و جاجیم و گلیم‌بافی (به‌ویژه قالی بیجار) از صنایع دستی عمدهٔ کردها است.

محتویات

۱ پیشینهٔ واژه کرد
۲ تاریخ
۳ جمعیت و سرزمین کردستان
۴ زبان کردی
۵ دین و مذهب
۶ فرهنگ و آداب و رسوم
۷ ایل‌های کرد ایران
۸ ژنتیک و تبار
۹ منابع

پیشینهٔ واژه کرد

ریشه واژهٔ کرد به درستی مشخص نیست.[۴۷] رینولدز بر این باور است نام کرد از واژه کردو که برای نخستین‌بار در یک سنگ‌نبشته سومری مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد با عنوان «زمین کار-دا» آمده‌است در ارتباط است. کردو از نظر ریشه‌شناسی مربوط به اصطلاح آشوری اورارتو که همان آرارت می‌باشد است.[۴۸] به باور آستریان، منطقی‌ترین توضیح این است که این واژه با کیرتی‌ها (یک قبیله باستانی) در ارتباط باشد.[۴۹]

برخی بر این عقیده‌اند که نام کرد برگرفته از سرزمین باستانی کردوئنا در جنوب دریاچهٔ وان بوده‌است.[۵۰][۵۱][۵۲][۵۳][۵۴][۵۵] برخی نیز اعتقاد دارند ریشه این نام از قوم باستان گوتی گرفته شده‌است.[۵۶][۵۷]

واژهٔ کرد به صورت «کورت» در متون پارسی میانه دیده می‌شود و از پارسی میانه به زبان عربی به صورت «کرد» انتقال یافته‌است.[۵۸]

پس از حمله اعراب به ایران، ایرانیان دست به شورش‌های متعدد و مقاومت زدند (از جمله بابک خرمدین). مثلاً محمد بن جریر طبری می‌نویسد:
…در همین روز خبر رسید که «موصل» بشوریده و کردان در آن‌جا پراکنده‌اند. مُسَیب‌بن زُهیر، حاکم کوفه، که دوست یحیی‌بن خالد برمکی بود، به منصور خلیفه عباسی پیشنهاد کرد که کار خواباندن شورش کردان را به خالد برمکی واگذارد که «او برای خواباندن آن شورش تواناست». منصور این پیشنهاد را پذیرفت و خالد را به حکومت موصل برگماشت….[۳۸][۵۹] غالب مورخان و جغرافیانویسان قدیم مانند اصطخری و ابن بلخی و مسعودی مورخ نامدار پس از اسلام، واژهٔ کرد را در دوران تاریخی پس از حمله اعراب به ایران به معنای کوچ‌نشینان ایرانی‌تبار به کار برده‌اند.[۶۰][۶۱]

شرف‌الدین بدلیسی حدود کردستان را در روزگار صفوی و در کتاب شرفنامه خود ذکر می‌کند و در شرفنامه سرزمین کردستان و حکام کرد را برمی‌شمارد.[۶۰]

در دوران اسلامی واژه کرد به معنای رمه‌گردانان و کوچ‌نشینان ایرانی‌تبار به کار رفته‌است و طوایف دیگر ایرانی را نیز «کرد» نامیده‌اند.[۶۲] از دوران سلجوقیان، مناطق وسیع کوهستانی غرب فلات ایران کردستان نام می‌گیرد. اما معنای اجتماعی واژه کرد هنوز ادامه دارد و شرف‌خان بدلیسی کردها را بر پایهٔ شیوهٔ زندگی و اجتماعی نزدیک، به چهار گونه تعریف می‌کند که از نظر زبان و شیوه زندگی از یکدیگر متفاوتند: کلهر، لر، گوران و کرمانج.[۶۳] ولی او مردمان رعیت که چنین شیوه زندگی را نداشتند یا جزو قبیله‌ای نبودند را کرد حساب نمی‌کند.[۶۴] مینورسکی نیز در رابطه با این عبارت شرفخان بدلیسی بر این نظر است کهکرمانجی (کرمانجی شمالی، کرمانجی میانی و کرمانجی جنوبی) را امروز بتوان جزو زبان‌های کردی دانست. [۶۵].

حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیا می‌نویسد: پارسیان، دیلمیان (یکی از گروه‌های مهم ایرانی‌زبان) را کردهای طبرستان می‌دانستند – چنان‌که اعراب را کردهای سورستان.[۶۶]

یاقوت حموی مردمان ساسون را «الاکراد السناسنه» می‌خواند.[۶۷]

ولادمیر الکسیویچ ایوانف می‌گوید نام کرد در سده‌های میانه (کم و بیش از سده پنجم میلادی تا شانزدهم میلادی) نامی بود که بر همهٔ رمه‌گران و کوچ‌گران ایرانی اطلاق می‌شد.[۶۸]

مکنزی می‌گوید:اگر به حدود دوران گسترش امپراتوری عرب‌ها نگاه کنیم، خواهیم یافت که عنوان کرد با رمه‌گر و کوچ‌گر دارای یک معنی است.[۶۹]

مارتین فان براینسن، پژوهشگر هلندی و کردشناس می‌گوید :
نام قومی «کرد» که در منابع قرن نخست اسلام دیده می‌شود بر یک پدیده رمه‌گرایی و شاید واحدهای سیاسی نامیده می‌شد و نه یک گروه زبانی. چندین بار حتی «کردهای عرب» در منابع نام برده شدند. اما در پایان قرن دهم میلادی، این نام برای گروه‌های متعدد رمه‌داران و کوچ‌گران ایرانی‌زبان به کار می‌رفته‌است که از دریاچهٔ وان تا دریاچهٔ ارومیه و مناطقی از قفقاز زندگی می‌کردند. اگر در آن زمان روستانشینی بودند که به زبان‌های کردی امروز تکلم می‌کردند، هنوز نام «کرد» در آن زمان شامل آن‌ها نمی‌شد.[۷۰]

ولادمیر مینورسکی ایران‌شناس و مورخ و کردشناس نیز می‌گوید: در زمان پس از حمله اعراب، لغت قومی کرد برای تیره‌های قبایل گوناگون ایرانی‌تبار و ایرانی‌شده بکار می‌رفت.[۷۱]

ریچارد فرای، ایرانشناس و پروفسور دانشگاه هاروارد نیز می‌گوید:
قبایل همیشه بخشی از تاریخ ایران بودند هرچند منابع در مورد آن‌ها کم است زیرا آن‌ها خود تاریخ‌ساز نبودند. عنوان فراگیر و عامیانه «کرد» که در بسیاری از کتاب‌های عربی و حتی پهلوی (کارنامه اردشیر بابکان) دیده می‌شود نامی بود که فراگیرنده همه کوچ‌گران و چادرنشنیان بود حتی اگر با مردمانی که امروز نام «کرد» دارند از پیوند زبانی نبودند. برای نمونه، برخی از منابع مردمان لرستان را کرد نامیدند و هم‌چنین قبایل کوهستان و حتی بلوچان کرمان.[۷۲]

در کارنامه اردشیر بابکان (پاپکان) هم کردان به معنی عشایر[۷۳] و شبان آمده‌است، نه نام و نژاد یا قبیله. در گویش طبری امروز نیز کلمهٔ کرد به معنی چوپان و شبان است.[۷۴][۷۵][۷۶] آنچه که روشن است، تحول واژهٔ کرد از یک معنی اجتماعی و شیوهٔ زندگی گروه‌های مختلف ایرانی‌تبار به معنی قومی امروز آن بسیار طول کشید.[۷۷]
تاریخ
چند مرد کرد در سال ۱۲۵۲ هجری خورشیدی
نوشتار اصلی: تاریخ کردها
سواران کرد در کوه‌های قفقاز؛ نیویورک تایمز، ۳ بهمن ۱۲۹۳ ه.خ.

به طور کلی از بدو تاریخ کوه‌های بالای میانرودان مسکن و جایگاه مردمی بوده‌است که با امپراتوری‌های جلگه‌ها یعنی امپراتوری‌های بابل و آشور در جنگ بوده‌اند و گاه آنها را شکست می‌داده‌اند. مادها پس از ورود به زاگرس اقوام بومی آنجا یعنی کاسی‌ها و لولوبیان و گوتیان و دیگر اقوام آسیانی را در خود حل کردند و زبان خود را در منطقه رواج کامل دادند. زبان‌های کردی (سورانی/کُرمانجی) با سایر زبان‌های ایرانی مانند فارسی و بختیاری و تالشی و گیلکی و بلوچی از یک ریشهٔ واحد هستند.[۷۸][۷۹].

گرنوت وینفوهر بیشتر کردی را نزدیک به زبان پهلوی اشکانی می‌داند.[۸۰]

در دوره‌های تاریخ، منطقهٔ کردستان بخشی از امپراتوری‌های ماد، هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی گشت. در زمان ساسانیان منطقه امروزی عراق را ناحیه آسورستان یا دل ایرانشهر می‌نامیدند. بیشتر بخش شرقی منطقه امروزی کردستان عراق در زمان ساسانیان در استان شادپیروز قرار داشت. پروفسور ان لمبتون در تاریخ ایلات ایران از قول ابن بلخی می‌نویسد: کردان زبدگان لشکر ساسانی بودند.

تمام سرزمین کردستان یکی از ایالات ایران بوده‌است. در جنگ چالدران (۱۵۱۴ میلادی) بر اثر شکست ایران در برابر امپراتوری عثمانی بخش بزرگی از کردستان از ایران جدا شد و نصیب امپراتوری عثمانی گردید. حضور کُردها در حیطه نفوذ و اقتدار دو امپراتوری موجود، خواه ناخواه پای کُردها را به مناقشات باز می‌کرد براساس قراین تاریخی کُردها به واسطه ساختار قبیله‌ای و رقابت‌های درون قبیله‌ای برای حفظ اقتدار و قدرت خود بدون توجه به ایدئولوژی و مذهب قدرت‌های موجود به یکی از آن قدرت‌ها گرایش پیدا می‌کردند در این بین هر کدام از دو امپراتوری دارای دیدگاه‌های واقع بینانه تر و منطقی تر بوده‌اند می‌توانستند از این قوم و قبایل در راستای منافع خود بهره بگیرند. با بهره‌گیری شاهان صفویه و بعدها قاجاریه از اهرم قدرت ایل‌های کرد در مرزهای غربی پس از جنگ چالدران، ایران در چندین نوبت بر امپراتوری عثمانی غلبه نمود. هر چند در این میان برخی از ایل‌های کرد جدا شده از ایران به امپراتوری عثمانی یاری می‌رساندند که هیچ‌گاه موفقیتی کسب نکردند و تجاوزات آنها با شکست همراه می‌شد. امپراتوری عثمانی سال‌ها بر بخش جداشده سرزمین کردستان از ایران، فرمان راندند تا این‌که با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: سرزمین کردستان، سرزمینهای عربی، آسیای کوچک و بالکان تدریجاً تقسیم و یا مستقل گردیدند. بخش جدا شدهٔ سرزمین کردستان از ایران، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار می‌گیرد.

استفاده از نام‌های مادی که مستقیماً به پادشاهان و سرداران ماد یا اعلام فرهنگی آنها مرتبط است در نام‌های کردی به وفور کاربرد دارد. از نام‌های کردی مورد استفاده در بین مردم که با تاریخ ماد مرتبط است می‌توان به: آباکو آترین آتوی آرباکو آرتیکا و… همهٔ این نام‌های از مدخل ۱ تا ۴۰ یکی از کتب مربوط به نام‌های کردی و بخش حرف آ برداشت شده که خود ناشی از وسعت این نام‌ها است.
جمعیت و سرزمین کردستان
نوشتار اصلی: سرزمین کردستان

به علت اینکه آمارگیری دقیقی از جمعیت کردها انجام نگرفته تمام آمارهای ارائه شده تخمینی هستند. بنا بر برآوردهای غیررسمی جمعیت و مساحت این منطقه به طور تقریبی در سال ۲۰۰۹، ۲۸٬۵[۸۱] تا ۳۰ میلیون[۴۰] تن در منطقه‌ای به وسعت ۱۹۰۰۰۰ کیلومتر مربع است. ناحیه زیست کردزبانها عمدتاً کوهستانی است که از شرق به دامنه‌های شرقی کوه‌های زاگرس منتهی می‌شود. از این قسمت به طرف جنوب و حد فاصل همدان و سنندج امتداد می‌یابد. در طرف جنوب هم کرمانشاه، و تا جنوب استان ایلام و از طرف دیگر به کرکوک و موصل ختم می‌شود. از شمال به طرف ماردین، ویران‌شهر و اورفه امتداد یافته، آن گاه از شمال به طرف ملاطیه و حوزه رود فرات می‌رود تا به کمالیه می‌رسد. در قسمت‌های شمالی کردستان محدود به کوهستان‌های مرگان‌داغ و هارال‌داغ است که به طرف ارزنجان و ارزروم امتداد می‌یابد. البته در تمام مناطق ذکر شده بسیاری اقوام غیر کردزبان نیز زندگی می‌کنند.

کوه‌های این منطقه در زمستان پوشیده از برف است و در تابستان با آب شدن برف‌ها، به مانند فرشی سبز رنگ از زیباترین مناطق دیدنی جهان می‌شود. چراگاه‌های آن که در دوران‌های دور پرورش‌دهندهٔ اسب‌های مادی بوده‌اند امروزه نیز برای چرای رمه‌ها و دام‌های ایل‌های کرد ایران از اهمیت به سزایی برخوردارند. مناطق کردستان اگر چه کوهستانی است اما همین مناطق کوهستانی دارای دره‌های وسیع و حاصل‌خیزی نیز است.
زبان کردی

هنگامی که از زبان کردی سخن به میان می‌آید، مقصود زبانی است که کردها هم اینک با آن سخن می‌گویند. زبان‌شناسان و شرق‌شناسان غربی گفته‌اند که: این زبان از زبان‌های هندواروپایی و خانواده‌های هند و ایرانی و در زمرهٔ زبان‌های ایرانی است و با زبان فارسی شباهت بسیاری دارد.

کردی از ریشه زبان‌های ایران قبل از حمله اعراب به ایران است. این گویش از عربی و ترکی تأثیر چندان نپذیرفته و کمابیش اصیل مانده‌است. زبان کردی دارای ادبی پهناور است. قدیم‌ترین نوشته به زبان پهلوی اشکانی قباله‌ای است که از اورامان در کردستان به دست آمده.[۸۲]

کردی که اکثر کردها در (ایران، ترکیه، عراق و سوریه) با آن صحبت می‌کنند زبان ادبی و نیمه‌رسمی به شمار می‌رود و در کشور عراق از زمان اشغال قوای انگلیس (۱۹۱۸ م) تاکنون در مدارس تدریس می‌شود.

به طور کلی کردی به سه گروه گویشی و یک گروه گویشی وابسته تقسیم می‌شود:

۱- گروه شمالی از نظر تعداد گویشوران (که حدود بیست میلیون نفر تخمین زده می‌شوند) مهم‌ترین گروه گویشی است. این گروه به دو زیر گروه تقسیم می‌شود:

الف- گروه غربی که شامل گویش‌های موسوم به کرمانجی می‌شود که در بیست ویک استان واقع در شرق و جنوب شرقی ترکیه، در جوار مناطق کرد نشین ایران و سوریه رواج دارد. همچنین، این گروه شامل زبان جوامع مهاجر کرد، که در سیلیسی پراکنده هستند و زبان جمعیت‌های کرد، که در اغلب شهرهای بزرگ ترکیه ساکن هستند، نیز می‌شود. به این گروه زبان کردی رایج در دشت جزیره در شمال شرقی سوریه، زبان جمعیت‌های کرد ساکن در اغلب شهرهای سوریه و همچنین زبان کردهای ساکن در لبنان را نیز باید اضافه کرد.

گویش‌هایی که به گویش‌های ذکر شده نزدیک هستند عبارتند از: گویش‌های کردی رایج در شمال استان آذربایجان غربی در ایران، همچنان که کردی رایج در استان‌های خراسان شمالی و خراسان رضوی و بلوچستان، و احتمالأ گویش کردی رایج در افغانستان. گروه غربی یک زبان ادبی را به وجود آورده‌است که تا سال‌های ۱۹۳۰ میلادی به خط عربی نوشته می‌شد و شاعران بزرگی چون ملای جزری، فقیه طیران، احمد خانی، اسماعیل بایزیدی، پرتوبگ هاکاری و… به خود دیده‌است. امروزه کرمانجی غربی به وسیلهٔ یک گونهٔ الفبای لاتینی که به الفبای ترکی استانبولی نزدیک است نوشته می‌شود.

ب- گروه شرقی: عبارت است از کردی رایج در ماورای قفقاز شوروی سابق، یعنی در ارمنستان، آذربایجان، گرجستان، همچنان که در ترکمنستان، قرقیزستان و قزاقستان. گویش دیگری که با این گویش قرابت دارد، گویشی موسوم به بادینانی است، که بر مبنای سلطان نشین باستانی بهدینان نامگذاری شده‌است و در شمال غربی عراق، در موصل و دهوک رواج دارد. گروه شرقی نیز باعث پدید آمدن یک زبان ادبی شده‌است. در اتحاد جماهیر شوروی، از همان آغاز حکومت شوروی، هویت ملی جمعیت کرد به رسمیت شناخته شد. در آن جا خط ارمنی برای انتشار نخستین آثار کردی مورد استفاده قرار گرفت. در سال ۱۹۲۹ میلادی، همزمان با موج بزرگ لاتینی گرایی که کشورهای مشرق زمین را دربر گرفته بود، یک لغت شناس آسوری به نام ق.ی. ماراگولف الفبایی را بر اساس الفبای لاتینی تنظیم کرد و این الفبا تا هنگام جنگ جهانی دوم برای انتشار آثار کردی مورد استفاده قرار گرفت. تلاش رهبران شوروی باعث شد که بسیاری از الفباهای رایج در آن کشور، از جمله الفبای کردی، به الفبای سیریلی تبدیل شوند. الفبای سیریلی، از سال ۱۹۴۶ میلادی تاکنون در نشر تعداد زیادی از آثار کردی در شوروی سابق و کشورهای تازه‌استقلال‌یافته مورد استفاده قرار گرفته‌است.

۲- گروه مرکزی: گویش کردی ای را در بر می‌گیرد که در شمال شرقی عراق در شهرستان‌های سلیمانیه، اربیل، کرکوک، خانقین رواج دارد و در آن ناحیه، بر مبنای سلطان نشین باستانی سوران، سورانی نامیده می‌شود. همچنین، این گروه شامل گویش‌هایی می‌شود که در همسایگی نواحی ذکر شده، یعنی در کردستان ایران رواج دارند و موسوم به کردی مکری هستند. این گروه زبانی تا ناحیهٔ جنوبی تری در استان کردستان نیز امتداد می‌یابد، جایی که گویش موسوم به سنه‌ای (سنندجی) رواج دارد. سورانی و سنه‌ای هر کدام به زبانی ادبی تبدیل شدند. برای نوشتن این دو زبان از الفبای عربی- فارسی استفاده می‌شد که تا مدتی پس از جنگ جهانی اول در منطقه رواج داشت. شاعرانی چون نالی، کردی، حاجی قادر کویی، شیخ رضا طالبانی و …، آثار خود را با استفاده از همین الفبا نوشتند. از دههٔ ۱۹۲۹ میلادی به بعد کردهای عراق به شهروندان یک دولت عربی تبدیل شدند و مجبور به استفاده از الفبای عربی گردیدند. اما پس از فروپاشی رژیم بعث در عراق کردهای عراق بار دیگر رسم‌الخط خود را بازآفرینی نمودند.

۳- گروه جنوبی: از تعداد زیادی گویش‌های ناهمگون تشکیل شده که از این بین می‌توان به گویش کرمانشاهی، گویش سنجابی، گویش کلهری، گویش لکی، گویش ایلامی و … اشاره کرد. کردی کلهری عمدتأ در استان کرمانشاه و شهرستان ایوان در استان ایلام رایج است و گویش کردی ایلامی گویش عمدهٔ مردم استان ایلام و ایلات و طوایف قدیمی آن است و با اندک اختلافی در شهرستان‌های ایلام، ملکشاهی، مهران، سیروان، چرداول و بخش‌های عمده‌ای از شهرستان‌های دهلران، دره شهر و آبدانان و مناطقی از کشور عراق نظیر استان دیاله و شهرهای مندلی و خانقین بدان تکلم می‌شود. از این گروه زبانی، زبان ادبی کمتری به جای مانده‌است. شاعرانی همچون غلامرضا ارکوازی و شامی کرمانشاهی نیز اشعاری را در گذشته به زبان کردی سروده‌اند.[۸۳][۸۴][۸۵]

۴- زبان‌های گورانی و زازا و اورامانی: در گروه شمال غربی زبان‌های ایرانی قرار داده می‌شوند و از لحاظ هم‌جواری و احساسات عمیق سخنگویان آن‌ها نیز خود را به زبان‌های کردی متعلق می‌دانند هر چند که تحولات خاص زبان کردی در آنها صورت نگرفته‌است. گورانی زبان افرادی است که در ناحیه‌ای در شمال شهر کرمانشاه سکونت دارند، ناحیه‌ای از دامنه کوه شاهو تا مرز عراق گسترش می‌یابد. اورامانی‌ها که از نظر زبانی به گورانی‌ها نزدیک هستند، در ناحیهٔ جنوبی زاگرس، در غرب شهر سنندج مستقر هستند. اورامان داغ یک آشیانهٔ عقاب واقعی است و امتداد شمالی رشته کوه شاهو را تشکیل می‌دهد. اورامانی‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند: اورامانی‌های لهون، مستقر در جنوب غربی رشته کوه شاهو و اورامانی‌های تخت، مستقر در شمال و شرق رشته کوه شاهو که مهم‌ترین شهرهای این ناحیه پاوه، شاهو، حجیج هستند.

گروه‌های دیگری نیز وجود دارند که به گویش‌های نزدیک به گورانی سخن می‌گویند و به نظر می‌رسد که از تعداد سخنگویان بیش تری برخوردار باشند. این گروه‌ها متشکل از باجلانی‌ها هستند که باجروانی یا بیجوانی یا باجروانی نیز خوانده می‌شوند.

زازا عبارت است از مجموعه‌ای از گویش‌ها که توسط گروه‌هایی کمابیش همگون به کار برده می‌شود. این گروه‌ها در ناحیه‌ای به شکل چهار ضلعی زندگی می‌کنند که محدود است به ناحیهٔ زارا (استان سیواس ترکیه) در شمال غربی، ارزنجان در شمال شرقی، روستای گرگر (استان آدی یامان ترکیه) و موتکی (استان بدلیس ترکیه) در جنوب شرقی. تاکنون فقط دو دست‌نوشتهٔ زازایی منتشر شده‌است: یکی مولود اثر ملا احمد خاصی و دیگری مولود اثر عثمان افندی که تنها آثار نوشته شده به زبان زازایی می‌باشند.[۸۶]

یاقوت حموی قصیده­ای ملمع از یک شاعر کُرد به نام «نوشروان بغدادی» معروف به «شیطان العراق» در کتاب خود آورده‌است. (گویش‌های متعدد کردی مکمل گروه «ایرانی-آریایی» هستند که به خانواده بزرگ زبان‌های هندو ایرانی تعلق دارد. به طور کلی کردی به سه گروه گویشی تقسیم می‌شود: ۱- گروه غربی شامل گویش‌های موسوم به کُرمانجی/ کِرمانجی ۲-گروه شرقی ۳- گروه مرکزی و هم چنین گروه جنوبی که از تعداد زیادی گویش‌های ناهمگون تشکیل شده‌است که از این بین می‌توان به گویش کرمانشاهی، گویش سنجابی، کلهری، لکی، فیلی (متعلق به پشتکوه) اشاره کرد. – مرداویز)[۸۷]

به نظر دانشمندان زبان‌شناس و شرق‌شناس قبایل ماد و پارس همزبان بوده و هر دو به یک گویش سخن می‌گفته‌اند. تئودور نولدکه خاورشناس آلمانی، معتقد است که زبان مادی بدون شک خویشاوندی بسیار نزدیکی با زبان پارسی باستان داشته، اکنون با کاوش در مناطق غرب ایران از مادها آثاری در تپه هگمتانه در دست است. پروفسور د.ن. مکنزی نوشته‌است[۸۸] که در نظر اول می‌توان انتظار داشت که منظور از زبان مادی زبان کردی است. معتبرترین زبان‌شناس زبان کُردی ولادیمیر مینورسکی نیز همین نظر [۱۰] را تأیید می‌کند:

«اگر کردها از نوادگان مادها نباشند، پس بر سر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمده‌است و این همه قبیله و تیرهٔ مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم می‌کنند؛ از کجا آمده‌اند؟» (مینورسکی ۱۹۷۳)

مادها در سال ۶۱۲ پیش از میلاد مسیح امپراتوری بزرگ ماد را بنیان نهادند و بدین ترتیب زبان مادی به زبان رسمی بدل شد. از آن زمان تا هنگام انتشار اسلام در کردستان، سیزده قرن سپری شده‌است. در این مدت طولانی سرزمین ماد بزرگ و کوچک و سرزمین‌های دیگری که به سرزمین ماد ملحق شده‌اند؛ از حیث نظامی و سیاسی بسیار دست به دست شده‌اند؛ و قدرت سیاسی به دست افراد مختلفی – که زبان آنها با زبان مادها متفاوت بوده‌است – افتاده‌است. هر حکومتی هم که بر سر کار آمده زبان خود را به عنوان زبان رسمی تحمیل کرده‌است. در اوضاع و احوال آن روزگاران، که تمامی بنیادهای اجتماعی کم‌رنگ شده و رو به افول نهاده بوده‌است، این جابه‌جایی در قدرت نمی‌تواند از تأثیر نهادن بر این بنیادها برکنار بوده باشد. تاریخ، برخی رویدادها را ثبت کرده‌است که طی آن، سلطهٔ سیاسی بر یک سرزمین، تغییرات نژادی بنیادی و ایستایی زبان را در آن سرزمین باعث شده‌است. امروز رد پای تأثیر جابه‌جایی در قدرت را در شرق قلمرو امپراتوری ماد به وضوح می‌توآن دید. به عکس در بخشی از غرب سرزمین ماد، بنیادها همچنان دست نخورده مانده‌است. بلکه تسلط مادها وضعیت نژادی و زبانی برخی از سرزمین‌هایی را که بعداً به قلمرو مادها ملحق شد، تغییر داده و به مسیر توسعهٔ مادی کشانده‌است و به موازات بخش غربی قلمرو خود، آنها را توسعه داده‌است. بیشتر تاریخ‌شناسان پر آوازه براین باورند که، کردهای امروز نوادگان مادهای دیروزند.

زبان پارتی (پهلوانیک)، که به نظر زبان‌شناسان همراه با زبان مادی در زمرهٔ زبان‌های شمال غربی، خانوادهٔ زبان‌های ایرانی جای می‌گیرند؛ بیش از دیگر زبان‌ها بر زبان کردی تأثیر نهاده‌است و امروزه رد پای این تأثیرات در گویش آیینی زبان کردی، دیده می‌شود.

هم‌زمان با سقوط و فروپاشی امپراتوری ساسانی و حمله اعراب به ایران در ایران، وقفهٔ تازه‌ای برای زبان کردی آغاز شد. زبان مادی در آن زمان به نسبت زبان رایج دوران اقتدار امپراتوری ماد، دستخوش تغییرات ۱۳۰۰ ساله شده بود. به همان نسبت که زبان پارسی باستان پیشرفت کرده و به زبان دری/پارسیک تبدیل شده و آمادگی و ظرفیت آن را یافته‌است که زبان پارسی کنونی از آن جدا شود؛ زبان مادی هم پیشرفت کرده و دستخوش چنان تحولات و دگرگونی‌هایی شده؛ که استخراج زبان کردی از آن ممکن شده باشد.
دین و مذهب

بیشتر کردهای کردستان ترکیه شیعه علوی می‌باشند.[۸۹][۹۰][۹۱]در اکثریت کردهای استان آذربایجان غربی مسلمان و سنی شافعی هستند. در استان کردستان نیز اکثریت سنی و در اقلیت شیعه هستند. در استان کرمانشاه بخشی شیعه و بخشی یارسان (اهل حق) و تعدادکمی هم سنی هستند و در ایلام صد درصد مردم شیعه هستند. کردهای کرمانج‌های شرق ایران (خراسان) هم شیعه هستند. در بین کردها نزدیک به ۵۰ هزار خانوار و شاید بیشتر ایزدی هستند. علاوه بر این، جمعیت قابل ملاحظه‌ای از کردها که به یارسان و اهل حق معروفند در میان کردها هستند که مرکز سکونت آنها منطقه دالاهو و کوزران و صحنه و کنگاوروبیستون و قصرشیرین و گهواره و سرپلذهاب و شهر کرمانشاه در استان کرمانشاه و بصورت پراکنده در کردستان است. سایر کردها نیز مسیحی یا یهودی که بیشتر در کشورهای اروپایی سکوت دارند.[۹۲][۹۳]
فرهنگ و آداب و رسوم

بوکه باران، از آداب و رسوم باران‌خواهی در کردستان است که در ایام خشکسالی یا سال‌هایی که میزان بارندگی آن کم است برگزار می‌شود. بوک به معنی عروسک است. دختران نوجوان روستا با استفاده از دو تکه چوب عروسکی ساخته و لباسی از پارچه‌های رنگی بر تن آن عروسک می‌پوشانند و برای آن سربندی درست می‌کنند. سپس آن عروسک را در دست می‌گیرند و در حالی که شعر می‌خوانند در کوچه‌ها می‌گردند. هنگام عبور «بوکه باران» از کوچه‌ها اهالی بر آن عروسک آب می‌پاشند به نیت این که باران و گندم در آن سال فراوان باشد. اهالی هدایایی مانند تخم مرغ، پول و یا گردو به دختران می‌دهند. دختران پس از گذراندن بوک (عروسک) از همه کوچه‌ها آن را به قبرستان و یا زیارتگاه موجود در روستا می‌برند، سپس آن را می‌سوزانند و یا به آب می‌اندازند و هدایای جمع‌آوری شده را بین خود تقسیم می‌کنند. اهالی روستای هشمیز از دهستان ژاورود شرقی، بخش مرکزی شهر سنندج در منطقه‌ای سرد و خشک در ۳۶ کیلومتری جنوب غرب سنندج به این عروسک «بووکه چووینه»(bokâ cuwina) گویند و آن عروسک چوبی را در گهواره‌ای گذاشته و می‌چرخانند. این دختران هنگام چرخاندن عروسک در کوچه‌ها اشعاری را آوازوار و آهنگین و به صورت دسته‌جمعی می‌خوانند.[۹۴]

از جمله اعیادی که در تمامی کشورهای اسلامی و نیز در ایران برگزار می‌شود، اعیاد اسلامی است. کردها برای رسوم و اعیاد مذهبی مانند عید قربان، عیدفطر و به خصوص میلاد حضرت رسول اکرم (ص) ارزش بسیاری قائلند. در دو عید فطر و قربان مردم با اقامه نماز مخصوص عید در حالی که لباس نو به تن دارند به دید و بازدید یکدیگر می‌روند. علاوه بر این، جشن عید مبعث پیامبر (ص) از شکوه ویژه‌ای برخوردار است. این جشن در ماه رجب که سراسر سرور و شادی است برگزار می‌شود. در این مراسم غذاهای نذری از جمله نوعی آش مخصوص طبخ می‌شود و در میان مردم تقسیم می‌گردد و همراه با آن مراسم ذکر دراویش و نواختن دف و خواندن اذکار مخصوص شامل مولودی خوانی، حمد و ستایش حضرت محمد (ص) و نیایش به درگاه خداوند نیز اجرا می‌شود. البته مولودی خوانی در ماه‌های دیگر سال، نیز جز ماه‌های محرم و صفر برگزار می‌شود.[۹۵]

هنگام فرارسیدن نوروز در کردستان، پس از برپایی سفره هفت‌سین با توجه به توانایی افراد هرخانوار به محض رسیدن سال، صدای هلهله و شادی از هر خانه‌ای بلند می‌شود. نخست افراد کوچک خانواده دست بزرگان را می‌بوسند و سپس بزرگان خانواده روی بچه‌ها و جوانان را می‌بوسد و به هر کدام عیدی می‌دهد. پس از آن بر سر سفره می‌نشینند و به خوردن مشغول می‌شوند. همچنین براین باورند که سمنو باعث افزایش بینایی و هوش، سرکه و سماق باعث از بین رفتن صفرا و سرگیجه و خوردن سیر، باعث دفع سموم بدن می‌شود و از مرگ ناگهانی جلوگیری می‌کند.[۹۶]
ایل‌های کرد ایران
نوشتار‌های اصلی: ایل‌های کرد ایران و بخش‌های کردنشین ایران

[۹۷] نواحی کُردنشین ایران شامل: قسمت غربی استان آذربایجان غربی از ناحیه ماکو شروع می‌شود و با دربرگرفتن نیمهٔ غربی استان و برخی از شهرهای جنوب دریاچه ارومیه، شامل دیگر استان‌های غرب ایران یعنی استان کردستان، استان همدان، کرمانشاه و ایلام می‌شود؛ و در قسمت جنوبی استان آذربایجان غربی، شهرستان‌های اشنویه، مهاباد، بوکان، پیرانشهر، سردشت، بخش‌هایی از نقده، تکاب و شاهین‌دژ کردنشین هستند. بخش‌هایی از خراسان: در قسمت‌های از استان خراسان شمالی و قسمت‌هایی از خراسان رضوی نیز مناطقی وجود دارند که مردم در آن مناطق به کرمانجی صحبت می‌کنند که از این میان می‌توان به مناطق: اسفراین، بجنورد، شیروان، قوچان، درگز، چناران و باجگیران اشاره نمود. مردم کردتبار منطقهٔ خراسان بنا به منابع تاریخی نوادگان کردهایی هستند که در زمان شاه عباس از منطقه باختری دریاچه ارومیه به این نواحی برای نگاهداری از مرزهای ایران کوچ داده شدند و بنا به روایتی دیگر شاه عباس آنان را به خاطر تضعیف سرکشی خان‌های کرمانجی و بکار بردن آنان در مقابله با حملات بی‌امان ازبکان به خراسان بزرگ کوچاند.[۹۸]

جهت شرقی-غربی رشته کوه البرز[ویرایش] کردهای مازندران[ویرایش] جهان بیگلو، ملانلو، دراره ده

ساری: عبدالملکی و… ، تیره‌های کلبادی، مسگر، آشکارگر، در کلارستاق، تیره‌های: شاه بهرامی، کاکا سلطانی. کجور: خزائی‌ها در روستای پول از بزرگترین طوایف و با جمعیت زیاد در این منطقه هستند در روستاهای کجور، انگیل (سیاه سرانی ،جعفری، اله وردی، خداکرمی زریری، خداوردی)، لیگوش، نیتل و گنگر (مرادی، امیری، اقاجانپور)، کینج، خوشل، فیروزکلا سفلی، روستای کشکک (تیره علیخانی)، سایر طوایف با فامیلی‌های مختلف وجود دارند. کدیر: کرد و … کرد کوی: زعفرانلو، کاکاوند، جهانبگلو، عمرانلو، دوانلو، سپانلو، منوچهرلو، عرب خویشانلو، حسینلو، طایفه‌های کرد زیدی، باباکردی. کردهای گیلان[ویرایش] شهرستان رودبار و پیرامون (شهرستان طارم، رودبار الموت، شهرستان سیاهکل و شهرستان تنکابن) [لاهیجان]کانون کردنشین استان گیلان شمرده می‌شود؛ در نتیجه تیره‌های بزرگ کرد زبان به ویژه عمارلو در سرتاسر این نواحی حضور انبوه دارند.

از کنفدراسیون عمارلو تیره‌های زیر در شهرستان رودبار می‌زیند:

در بخش عمارلو شهرستان رودبار: عمارلو، قبه کرانلو، استاجلو، بیجانلو، بیشانلو، شمخانلو در بخش مرکزی شهرستان رودبار (رحمت آباد): برامکله، حاتمی، پیراصلو، عمارلو در بخش مرکزی شهرستان رودبار (گلوگاه): بهتویی، ولی یاری، چمشگزک در [شهر لاهیجان]: طایفه حبیبی در شهر لاهیجان که به عروس گیلان معروف است و همچنین در روستای آهندان لاهیجان بخش آزارستانکی زندگی می‌کنند، همچنین بخشی از طایفه به دلیل مشکلات و دلایل بسیار که درحوصله این بخش نمی‌باشد فامیلی خود را به از حبیبی به لاهوری لنگرودی تغییر دادند که اکنون این دسته از طایفه در لنگرود زندگی می‌کنند. کردهای زنجان[ویرایش] زعفرانلو، ارامانلو، کیوانلو، قراچورلو، عمارلو، شادلو، برقی پور (شاملو)، باوه نور، قیطول.

کردهای اردبیل[ویرایش] کردهای استان اردبیل همگی از کردهای تبعیدی کرمانشاه و کردستان و سایر مناطق کردنشین غربی هستند که در زمان رضا شاه به روستاهای صعب العبور شهرستان خلخال و بعضی مناطق تات نشین تبعید شده‌اند که البته بسیاری از آنها بعد به موطن اصلی خود مهاجرت کرده‌اند اما تعداد زیادی خانوار هنوز در مناطق مذکور ساکنند.

جهت شرقی-غربی دامنه‌های جنوبی رشته کوه البرز[ویرایش] کردهای سمنان[ویرایش] کردهای گرمسار: شادلو و قراچورلو. تاریخ استقرار ایشان به سال ۱۰۰۶ هـ. ق که حرکت تاریخی کرد از جنوب قفقاز به آذربایجان و از آنجا به خوار و ورامین و از آنجا به خراسان انتقال یافته‌اند، می‌رسد. برخی از قراچورلوها و شادلوها درخوار و ورامین اسکان یافته‌اند. کردها در روستاهای حسین‌آباد کردها، علی‌آباد، قلعه خرابه و جلیل‌آباد ساکنند. مسعود کیهان در سال ۱۳۱۱ هـ. ش تعداد آنها را ۱۲۰ خانوار نوشته است.

کردهای تهران[ویرایش] کردهای دماوند و خوار و ورامین: طایفه‌های کردبچه، جاوان (جابان)،سربندان(ابرشیوه)، شادلو، سیلسپور، سیاه منصوری، زعفرانلو، و ایزانلو. ایل پازوکی اصلی‌ترین گروه کردهای تهران هستند. آنان در قرن ۱۶ میلادی از ارزروم در ترکیه فعلی به ورامین آمدند.[۱۵]

کردهای قزوین[ویرایش] طایفه یاری بیگی، مافی، کرمانی، ولی یاری و.. کردهای منطقه تاکستان قزوین و (زنجان): زعفرانلو، ارامانلو، کیوانلو، قراچورلو، عمارلو، شادلو، برقی پور (شاملو)، باوه نور،قیطول.

طوایف کرد در شرق ایران[ویرایش] کردهای خراسان[ویرایش] در استان خراسان شمالی و قسمت‌هایی از خراسان رضوی نیز مناطقی وجود دارند که مردم در آن مناطق به زبان کردی صحبت می‌کنند که از این میان می‌توان به مناطق: قوچان، شیروان، بجنورد، اسفراین، درگز، چناران و باجگیران اشاره نمود. مردم کرمانج این مناطق بنا به روایت تاریخ از ایل افشار هستند که در زمان شاه عباس از منطقه غرب دریاچه اورمیه به این نواحی برای محافظت از مرزهای ایران کوچ داده شدند و بنا به روایتی دیگر شاه شاه عباس آنان را به خاطر تضعیف سرکشی خان‌های کرمانجی و استفاده از آنان در مقابله با حملات بی‌امان ازبکان به خراسان بزرگ کوچاند.[۱۴]

طوایف زعفرانلو، ارامانلو، سعدانلو، کیوانلو، عمارلو، شادلو، باوه نور در قوچان که همگی از ایل بزرگ حسنلو هستند، کاوانلو در رادکان، دوانلو در مزوج و بجنورد، ایل عمارلو و ایل مژدکانلو در نیشابور، ایزانلو و عمرانلو در شیروان، شیخ امیرانلو، سووانلو، پیچپرانلو، شاملو، بهادرانلو در قوچان، پالکانو در جیرستان، پهلوانلو در باجگیران، توپکانلو، تیتکانلو، حمزه لو، رشوانلو، رود کانلو، زیدانلو در قوچان و بجنورد و درگز، سیوکانلو در اوغار، کم کیلانلو در باجگیران، سپرسپرانلو در جیرستان، شهرانلو، دولت خانی و شیخکانلو در اوغار و چناران و قاسملو در اسفراین در درگز، طایفه‌های شیخوانلو، باچوانلو، قراچورلو، زیدانلو، مادانلو (مادها)، کیکانلو، پالکانلو، کیوانلو، تورانلو، دوله شانلو، ارتکانلو، بریوان لو، برانلو، صوفیانلو، بادلو، کپکانلو، گوشانلو، گیلانلو و… چمشگزک در خراسان کلات: اردلان، شارلو، گوشانلو، ترسانلو، بادللو و… ایل‌ها و طوایف دیگری را می‌توان نام برد که در سراسر ایران پراکنده‌اند، که یادآوری آنها نیز بتدریج صورت می‌گیرد. توپکانلوها یکی از گروه‌های کُرد پراکنده در استان خراسان هستند که خود را (توپان) می‌نامند و توپان را واژه‌ای کردی به معنای انبوه جمعیت یا درخت می‌دانند. برخی این معنا را به سبب پرجمعیت بودن توپکانلوها در میان عشایر خراسان دانسته‌اند.[۱۶] این احتمال وجود دارد که چون این ایشان در صنعت سر رشته داشته‌اند توپچیِ توپ‌های جنگی بوده‌اند. بنابر شواهد تاریخی خاستگاه اصلی توپکانلوها به احتمال قوی مناطق غرب ایران و کردستان بوده است. آنها نیز مانند دیگر گروه‌های کرد خراسان به تدریج در دورهٔ حکومت شاه اسماعیل اول (۹۰۷–۹۳۰ق/۱۵۰۱–۱۵۲۴م)، شاه عباس اول صفوی (۹۹۶–۱۰۳۸ق/۱۵۸۸–۱۶۲۹م) و نادرشاه افشار (۱۱۴۸–۱۱۶۰ق/۱۷۳۵–۱۷۴۷م) برای مقابله با ترکمنها و ازبکها به سرحدات شمال شرق کشور کوچانده شدند.[۱۷] و در نواحی چکنه، مشهد، جوین، نیشابور، دشت تقی، درگز، قوچان، شیروان، سرخس، اسفراین و بینالود استان خراسان اسکان یافتند.

درگذشته شمار بسیاری از توپکانلوها کوچنده بودند و میان نواحی ییلاقی دامنهٔ کوه‌های شاه‌جهان و آلاداغ، حاشیهٔ رودخانهٔ اترک و نواحی اطراف مراوه تپه و نواحی قشلاقی اطراف سرخس، کشف‌رود و مزدوران کوچ می‌کردند. ایوانف که در اوایل سدهٔ ۲۰م در میان کردهای خراسان بوده است، از گستردگی کوچ توپکانلوها و اتحاد و همبستگی آنها در کوچ اظهار تعجب می‌کند و می‌گوید: کوچ توپکانلوها که چند هفته در مسافتی طولانی طول می‌کشید، بیشتر بدون پیشامدهای ناگوار و دزدی خاتمه می‌یافت. امروزه بیشتر توپکانلوها یکجانشین شده‌اند و در روستاها و شهرها اسکان یافته‌اند، اما شمار اندکی از آنها هنوز میان دهستانهای شهرستانهای اسفراین، بجنورد، برد اسکن، چناران، درگز، سبزوار، سرخس، شیروان، طبس و… استان خراسان ییلاق و قشلاق می‌کنند (سرشماری، جمعیت، ۵۴–۷۱).

زبان مادری توپکانلوها مانند گروه‌های دیگر کرد خراسان، کردی، و احتمالاً از دستهٔ گویشهای مُکری بوده است. درآمیختگی و همزیستی کردهای خراسان با همسایگان ترک و ترکمن در چند صد سال گذشته، سبب شده که بسیاری از عناصر فرهنگ کردی گروه‌های قومی کُرد، از جمله زبان، جایش را به زبان و فرهنگ ترک و ترکمن بدهد؛ از این‌رو ایوانف شناسایی هویت کردهای خراسان را مشکل دانسته است و آنها را ترک‌زبانان یا ترکمن‌شده‌هایی می‌داند که رفته رفته هویت کردی را از دست می‌دهند.[۱۷] ایل افشار که در بالا اشاره شده از ترکان افشار اورمی هستند که توسط نادر شاه افشار در تاریخ ۱۱۴۲ ه. ق به ریاست کوسه احمدلوی افشار ارومی از شهر اورمیه کوچ داده و در منطقه ابیورد خراسان ساکن شده‌اند اینها اصالتاً از ترکان افشار اورمیه می‌باشند[۱۸]

کردهای بلوچستان[ویرایش] طایفه‌های سهراب زایی، مصطفی زایی، میرابلوچ زایی، گدازایی، شه کرم زایی، الله رسان زایی، جمال زایی، کمال خانی زایی، علم خان زایی، درزاده، غلام رسان زایی، شهدادزایی، سید خان زایی، سالار زایی، علما خان زایی، میریحیا زایی، مرادزایی، گل محمود زایی، ناگزی زایی شهمراد زایی، گنگدازایی، بولگاک زایی، متیم زایی، عجب زایی، کرم زایی، ناروزایی. طوایف کرد در غرب ایران[ویرایش] آذربایجان شرقی و اردبیل[ویرایش] در قراجه‌داغ (امروزه ارسباران) شش ایل ترک‌زبان شیعه کردتبار چلبیانلو، محمدخانلو، حسین‌اوغلو، حاجی‌علیلو، حسن‌بیگلو، قراچرلو؛ در خلخال هفت ایل ترک‌زبان شیعه و کردتبار دلیکانلو، کلوکجانلو (شاخه‌ای از شکاک‌ها) احمدلو، شادلو، رشوند و مامانلو؛ در ناحیه بزرگی در شمال‌غربی و شمال‌شرقی میانه شکاک‌های ترک‌زبان حضور دارند.[۱۹]

کردهای آذربایجان غربی[ویرایش] کردهای ماکو و خوی: ایل میلان، خلکانی، ایل جلالی، حیدرلو، کره سنی،[۲۰] مامش و ایل دنبلی (این طایفه ترک زبان شده است)[۲۰] طایفه‌های ایل شکاک در سلماس، بیگ‌زاده در غرب ارومیه و… کردهای منطقه نقده: ایل زرزا ایل هرکی، ایل سادات کردهای منطقه پیرانشهر: ایل‌های پیران و مامش و مکری کردهای منطقه مهاباد: ایل‌ها و طایفه‌های دهبکری، منگور، مکری، گورک، عثمان بیگی، و… کردهای منطقه سردشت: ایل‌ها و طایفه‌های باسک کوله، بریاجی، پیشدری، کلاشی و ایل مکری و… کردهای منطقه بوکان:دهبکری، مکری، فیض الله بیگی، گورک، بابامیری کردهای منطقه مرکور و ترکور ایل هرکی و کرد های دری نیز در این مناطق وجود دارند کردهای منطقه شاهین دژ: ایل چهاردولی، موصلانی زعفرانلوگروس کردهای منطقه سلماس و چالدران :طایفه مندولکانی

کردهای همدان[ویرایش] طایفه‌های:

ایل چهاردولی

بهتونی (بتونی)

ایل جمور

کلهر

زنگنه

کردهای کردستان[ویرایش] مهم‌ترین ایلات کرد در این منطقه عبارتند از:[۲۰] سرشیو (در مرز عراق، در جنوب بانه)، تیله کویی (Kurdicized در سراسر سنته و زاگا)، اردلان (در سنه سنندج این طایفه بنیانگذار سنندج بوده و بیش از هفتصد سال برمناطق کردنشین ازهمدان تاموصل حکومت می‌کردند، جاف (جنوب غربی سنه سنندج)، هلیلان (جنوب شرقی کرمانشاه).[۲۰]

طوایف کردهای بانه: طایفه‌های شهیدی، بهرام بیگی، احمدی، توکلی، لطف‌الله بیگی و… طوایف کردهای منطقه سقز: فیض الله بیگی، گورک، تیله کوهی، جاف، سقز، کلالی و… طوایف کردهای منطقه سنندج: طایفه‌های اردلان سنندجی: حبیبی، کلماسی، آصف، اردلان، شاه ویسی، بابان، وکیل، صادق وزیری، مسعود وزیری، معتمد وزیری، آصف وزیری، مردوخی و… طوایف کردهای منطقه بیجار گروس: طایفه گروس[۲۱][۲۲][۲۳]، طایفه خواجه‌وند[۲۴]، طایفه سیاه‌منصور[۲۵]، طایفه کبودوند گروسی و… طوایف کردهای منطقه کامیاران: طایفه‌های کمانگر، لطف‌الله بیگی، شهیدی و کشککی احمدی. طوایف کردهای منطقه قروه: چهاردولی کردهای کرمانشاه[ویرایش] گوران، نانکولی، شرفبیانی، کرندی.[۲۰] و ایل جمور که از طوایف چادرنشین کرد استانهای کرمانشاه – همدان می‌باشند.[۲]

ایل‌ها و طایفه‌های: قلخانی” قبادی، چوپان، کاوه، باباخانی، ولدبیگی، مصطفی سلطانی، کانی سانی. کردهای منطقه پاوه: طایفه امامی در بانه‌وره، طایفه ایناخی در سریاس، کلاشی، میرعبدلی، رماسی در شمشیر تاوگوزی (جوانرود)، ولدبیگی، رستم بیگی، باباخانی و… ایل های کلهر، سنجابی، زنگنه،کلیایی و جاف و طایفه (خزلی) در شرق استان کرمانشاه و … کردهای استان ایلام[ویرایش] ایل ارکوازی، ایل میه خاس(میش خاص)، ایل بولی ،ایل دیه والای (ده بالایی)، ایل پنجستون، ایل شهلیاروند، ایل ناصرعالی، ایل خزل، ایل پیرانی، ایل ملکشاهی، ایل ریزه‌وند (معروف به ایل چهاردولی )[۲۶]،ایل زرگوش، ایل بیری (بدره‌ای)، ایل کلهر

کردهای خوزستان[ویرایش] طایفه‌ای به نام آل بو کرد در چند روستا در جنوب اهواز ساکن هستند. طایفه های کرد حسین خانی,زنگنه و کردزنگنه در شهرهای باغملک، قلعه تل، ایذه و رامهرمز ساکن هستند و به کردهای جنوبی مشهور اند.[۲۰]

طوایف کرد در جنوب ایران[ویرایش] کردهای فارس[ویرایش] مهمترین طوایف کرد فارس کردشولی هستند. کردشولی‌ها که پیش از در قرن نوزده میلادی وارد فارس شوند زمانی را در میان ممسنی‌ها یا بختیاری‌ها گذرانده‌بودند جذب اتحادیه ایلی قشقایی شدند اما پیش از جنگ جهانی اول دوباره استقلال خود را بازیافتند. در ایل عناصر ترکی نیز یافت می‌شود به طور خاص تیره خلجی. عمده زنگنه‌ها ساکن کرمانشاه هستند اما تیره‌هایی از ایشان وارد بختیاری کهگیلویه و فارس شده‌اند. تیره دیگر به طایفه آینالو از ایل خمسه پیوسته‌اند و بعدتر در دهستان شش ده قره‌بلاغ نزدیک فسا ساکن شدند. دیگر کردهای فارس عبارت‌اند از تیره‌های و اوریاد طایفه عمله قشقایی، طایفه دره‌شوری قشقایی و کردلو از طایفه قراچاهیلوی قشقایی. تمامی این طوایف بازمانده طوایفی هستند که همراه کریم‌خان زند به فارس آمده‌اند.[۲۷] در تاریخ نام بیشتری از آنها بوده و امروزه تنها در برخی روستاهای توابع کازرون مانند عبدو[۲۸] و کرون[۲۸] باقی‌مانده‌اند. زبانشان حالتی میان فارسی و کردی دارد اما ویژگیهای زبان کردی و اصطلاحات کردی در میانشان رایج است. برخی از طوایف کوهمره سرخی نیز کرد تبار می‌باشند که زبانشان ویژگیهای زبان کردی را دارا است.[۲۸]

در حال حاضر در استان فارس، گروهی از کردها زندگی می‌کنند که خود را کرونی می‌نامند این گروه در حدود ۱۰۰۰ خانوار هستند که در روستاهای شیراز و کازرون و سپیدان زندگی می‌کنند. سه روستا صد در صد کرد و ۱۱ روستای مشترک با فارسها. اینها به زبان کردی کرمانشاهی صحبت می‌کنند. ۱۷ خانوار از کردهای شیراز هنوز کوچ روی می‌کنند. در لارستان فارس ۱۰ هزار نفر کرد هستند که پیرو مذهب اهل سنت شافعی بوده‌اند.[۲۹]

کردهای کرمان[ویرایش] طایفه جلیلوند در اصل از کردهای کرمانشاه بود اند که به شهر کرمان نیز کوچ کرده‌اند.

طایفه‌های بامری در جبال بارز، و افشار قاسملو (قاسم اولادی). ردپای کردهای کرمان تا کهنوج و بم هم دنبال شده است. مهنی‌ها در سیرجان و رفسنجان هستند؛ در دامنه کوه‌های بارز.[۲۹]
ژنتیک و تبار

کردها از قوم‌های مورد توجه آریاییگران بوده‌اند. باور عمومی نزد آریاییگران این بوده‌است که چون کردها مردمانی کوه‌زی بوده‌اند، نسبت به خویشاوندان دشتی/شهری خود از اختلاط با نژادهای دیگر دور بوده‌اند. در دهه‌های پیش از جنگ جهانی دوم که نظریه‌های نژاد برتر و آریاییگری خصوصاً از نوع موبورِ اروپای شمالی شیوع داشت، کردهای مناطق کوهستانی را بر اساس نظریهٔ گهوارهٔ اروپای شمالی آریایی‌ها در زمرهٔ آریایی‌های بلند قامت، موبور و چشم آبی (Homo europeus nordicus) طبقه‌بندی کردند. فون لوشن به همانندی زیست‌بوم کردها و فرمانروایان هندو-ایرانی میتانی در ۳۵۰۰ سال پیش از این اشاره کرده‌است.[۹۹]

قائل‌شدن ریشهٔ ایرانی و به تبع آن هندواروپایی برای کردان، از لحاظ تاریخی بدین سبب بوده‌است که کردی از زبان‌های ایرانی‌است. پس فرضیهٔ ایرانی‌تبار بودن کردان با توجه به قراین زبان‌شناختی بوده‌است و نه ژن‌شناختی.[۱۰۰]

پژوهش‌های میان‌رشته‌ای، به‌ویژه با نظر در دی‌ان‌آی این مردمان، تصویر پیچیده‌تری از واقعیت ترسیم کرده‌اند. طبق یکی از پژوهش‌ها، قدیم‌ترین نیاکان کردان از اخلاف بومیان اولیه هلال خصیب در عصر نوسنگی بوده‌اند. جایگاه جغرافیایی ایشان بیرون ایران امروزی جایی در شمال غربی آن می‌بود. ایرانی‌زبان‌شدن این بومیان چند هزاره سپس‌تر، در پی درآمدن چندین موج نخبگان جنگاور ایرانی‌زبان از آسیای میانه به سرزمین‌های ایشان بوده‌است.[۱۰۰]

از جمله نتایج جالبی که از مطالعات ژن‌شناختی گرفته‌اند قرابت توارثی کردان و یهودیان است. برای نمونه اظهار شده‌است که یهودیان به کردان نزدیک‌ترند تا به عربان فلسطین.[۱۰۱]

از سوی دیگر یک مطالعه ژنتیکی بر روی دی‌ان‌ای میتوکندریایی اقوام ایرانی نشان داده که بیشتر کردهای ایران به هاپلوگروپ HV تعلق دارند. هاپلوگروپ J با ۲۰ درصد و U7 با ۸ درصد در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند که هر سه آن‌ها از هاپلوگروپ‌های مخصوص اورآسیای غربی هستند. مقایسه دوبدوی نوکلئوتیدهای تغییریافته نشان داد که کردها بیشترین شباهت در الگوی دی‌ای‌ای میتوکندریایی (نسب مادری) را به گیلک‌ها و بیشترین تفاوت را با بلوچ‌ها دارند.[۱۰۲]

منبع وکی پدیا

کورد پاتوق بزرگ ترین چت روم کردی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *